close
تبلیغات در اینترنت
داستانهای خواندنی

دانلود جزوه دانلود پروژه دانلود کتاب دانلود مقاله

دانلود جزوه دانلود پروژه دانلود کتاب دانلود مقاله

دختری که 25سال است غذا نخورده است



ادامه مطلب

+ نوشته شده دریکشنبه 27 بهمن 1392ساعت 10:21توسط yasin | | تعداد بازدید : 46

نامه های عاشقانه ولنتاین

 

 مطالب زیبا و عاشقانه, ولنتاین, تبریک ولنتاین

نامه های عاشقانه ولنتاین

 

روز عشق آمد و من تنهای تنهایم !
همه عاشقان دست در دستان هم گذاشته اند و به هم محبت و عشق هدیه می کنند
اما من تنها در این گوشه از این دنیای بی محبت نشسته ام و با حسرت به عاشقان که دست در دستان هم گذاشته اند و بر لبان هم بوسه میزنند نگاه می اندازم
و اشک میریزم و آن لحظه دلم هوای تو را می کند !
کاش تو بودی تا در این روز به تو محبت و عشق هدیه کنم ، اما نیستی !
نیستی که دستانت را بگیرم و با هم به سرزمین عشاق برویم و در کنار هم قدم بزنیم و من نیز لحظه به لحظه بر گونه های مهربانت بوسه بزنم و بگویم خیلی دوستت دارم !
تو از من دوری، و من تنها مثل شمع نیمه سوخته در غم دوریمان می سوزم و آب می‍شوم!
تو دوری، و انگار دنیا را از من گرفتن و شادی هایم را همه نقش بر آب کردن و یک دنیا غم و غصه و اشک به من هدیه دادن !
امروز زیباترین روز عاشقان است اما تلخ ترین روز برای من !
تو دوری اما من به وجود عشق شکی ندارم،
و عشق زیبا تریم کلمه ای است که میشود تورا با آن معنا کرد،
آره ... ما از هم دوریم اما، عاشق هم ....

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده درسه شنبه 22 بهمن 1392ساعت 11:4توسط yasin | | تعداد بازدید : 23

5نوشته‌ای که هیچگاه رمزگشایی نشده است

** کراپتوس

اخبار,اخبار گوناگون,رمزآلود ترین نوشته های تاریخ,نوشته های تاریخی

یکی از مجسمه هایی که با نوشته ای رازآلود همراه شده است در آمریکا قرار دارد و نام آن "کراپتوس" است. هنرمندی به نام "جیم سنبرن" این محسمه را ساخته است و روی آن کدهایی با استفاده از 869 کارکتر مجزا نوشته است. این کدها یک نوشته خاص را بیان می کنند. همه کارکترها در 4 بخش تقسیم شده اند. "کراپتوس" به اندازه ای رمزهای سختی دارد که حتی بهترین رمزگشاهای سیستم جاسوسی امریکا نیز نتوانسته اند آن را باز کنند. این روزها پس از 20 سال تلاش روی کدهای این نوشته 3 بخش آن باز شده است اما همچنان مهمترین بخش یعنی بخش 4 باز نشده است.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده درسه شنبه 15 بهمن 1392ساعت 15:12توسط yasin | | تعداد بازدید : 39

نامه خداحافظی من به تمام دوستدارانم-گارسیا مارکز

گارسیا مارکز, سخن بزرگان, کینه و نفرت

اگر خداوند براي لحظه اي فراموش ميكرد كه من عروسكي كهنه ام و تكه كوچكي از زندگي به من ارزاني ميداشت احتمالا همه آنچه را كه به فكرم ميرسيد نميگفتم بلكه به همه ي چيزهايي كه ميگفتم فكر ميكردم.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده دردوشنبه 14 بهمن 1392ساعت 17:33توسط yasin | | تعداد بازدید : 28

با دقت بخوانید

پوسته تخم مرغ, مطالب خواندنی, دوران کودکی

نیکوس کازانتزاکیس نقل می کند که در دوران کودکی ، یک پیله کرم ابریشم را بر روي درختی می یابد، درست هنگامی که پروانه خود را برای خروج از پیله آماده می سازد . اندکی منتظر می ماند ، اما سرانجام چون خروج پروانه طول می کشد تصمیم می گیرد این فرآیند را شتاب بخشد . با حرارت دهان خود آغاز به گرم نمودن پیله می کند ، تا این که پروانه خروج خود را آغاز می کند . اما بال هایش هنوز بسته اند و اندکی بعد می میرد .

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده دریکشنبه 13 بهمن 1392ساعت 13:1توسط yasin | | تعداد بازدید : 23

با تفکر بخوانید

مطالب آموزنده, اشیاء بی مصرف, مسیر کامیابی

تا حالا عادت داشتید اشیاء بی مصرف رو انبار کنید و فکر کنید یه روزی - کی میدونه چه وقت – شاید به دردتون بخوره؟

تا حالا شده که پول هاتون رو جمع کنین و به خاطر اینکه فکر می کنید در آینده شاید بهش محتاج بشین، خرجش نکنید؟

تا حالا شده که لباسهاتون، کفشهاتون، لوازم منزل و آشپزخونتون و چیزای دیگه رو که حتی یکبار هم از اونا استفاده نکردین، انبار کنید؟

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده دریکشنبه 13 بهمن 1392ساعت 12:52توسط yasin | | تعداد بازدید : 25

داستان ولنتاین

 

داستان ولنتاین

 

کلمه ولنتاین در اصل به معنی فردی بود که نامش از جعبه مخصوص بیرون می آمد و به عنوان محبوب برگزیده می شد. این روند تا سال های ۱۵۰۰ میلادی ادامه داشت. حدود سال ۱۵۳۳ ولنتاین به قطعه کاغذ تا شده ای گفته می شد که نام محبوب روی آن نوشته شده بود. پس از سال ۱۶۱۰ هدیه ای بود که به این فرد خاص داده می شد و از سال ۱۸۲۴ به شعر، نامه یا قطعه ادبی بدل شد که برای محبوب نوشته می شد.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده درشنبه 12 بهمن 1392ساعت 15:15توسط yasin | | تعداد بازدید : 34

چیزی که عوض داره گله نداره

ضرب المثل , چیزی که عوض داره گله نداره

در یک‌ روز پاییزی‌ ملانصرالدین‌ توی‌ حیاط‌ خانه‌اش‌ نشسته‌ بود و داشت‌ از آفتاب‌ لذت‌ می‌برد که‌ ناگهان‌ متوجه‌ شد کسی‌ دارد با عصبانیت‌ در خانه‌اش‌ را می‌زند.
تا ملا از جا بلند شود و در خانه‌ را باز کند، کسی‌ که‌ پشت‌ در بود چندبار محکم‌ به‌ در کوبید و فریاد زد: .در را باز کن‌ ببینم‌ ملا؟.


ملانصرالدین‌ در خانه‌ را باز کرد و دید یکی‌ از همسایه‌هایش‌ با عصبانیت‌ و ناراحتی‌ پشت‌ در ایستاده‌ است. سلامی‌ کرد و گفت: .چه‌ خبر است‌ مرد حسابی،تو که‌ در خانه‌ را از جا کندی..
همسایه‌ ملا با ناراحتی‌ گفت: .چه‌ سلامی، چه‌ علیکی‌ با دسته‌ گلی‌ که‌ سگ‌ تو به‌ آب‌ داده، انتظار دیگری‌ داشتی؟.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده درپنجشنبه 10 بهمن 1392ساعت 16:26توسط yasin | | تعداد بازدید : 45

دلنوشته های بارانی

 

دلنوشته های بارانی, جملات عاشقانه , باران

بغضهای مرطوب مرا باور کن،
این باران نیست که میبارد ،
صدای خسته ی قلب من است که از چشمان آسمان بیرون میریزد

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

برای از بین بردن یک عدد معشوقه
نم باران کافی ست ...

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده درپنجشنبه 10 بهمن 1392ساعت 16:16توسط yasin | | تعداد بازدید : 30

داستان “لبخند سنت اگزوپری”

داستان “لبخند سنت اگزوپری”

داستان "لبخند سنت اگزوپری"


بسیاری از مردم کتاب «شاهزاده کوچولو» اثر سنت اگزوپری را می‌شناسند.
اما شاید همه ندانند که او خلبان جنگی بود و با نازی‌ها جنگید وکشته شد.
قبل از شروع جنگ جهانی دوم اگزوپری در اسپانیا با دیکتاتوری فرانکو می‌جنگید. او تجربه‌های حیرت‌آور خود را در مجموعه‌ای به نام لبخند گردآوری کرده است.
در یکی از خاطراتش می‌نویسد که او را اسیر کردند و به زندان انداختند و….
مینویسد: «مطمئن بودم که مرا اعدام خواهند کرد به همین دلیل بشدت نگران بودم…. جیب‌هایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا کنم که از زیر دست آن‌ها که حسابی لباس‌هایم را گشته بودند در رفته باشد…؛ یکی پیدا کردم و با دست‌های لرزان آن را به لب‌هایم گذاشتم ولی کبریت نداشتم…. از میان نرده‌ها به زندانبانم نگاه کردم. او حتی نگاهی هم به من نینداخت درست مانند یک مجسمه آنجا ایستاده بود….
فریاد زدم.. «هی رفیق کبریت داری؟»

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده درسه شنبه 08 بهمن 1392ساعت 16:20توسط yasin | | تعداد بازدید : 25

داستان های جالب و آموزنده

داستان های جالب و آموزنده

داستان های جالب و آموزنده

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده درپنجشنبه 03 بهمن 1392ساعت 16:57توسط yasin | | تعداد بازدید : 17

داستان کوتاه موسی و بد ترین بنده خدا

بد ترین بنده خدا,داستان بد ترین بنده خدا

روزی حضرت موسی (ع)رو به بارگاه ملکوتی خداوند کرد و از درگاهش درخواست نمود:بار الها، می خواهم بدترین بنده ات را ببینم.

ندا آمد: صبح زود به در ورودی شهر برو. اولین کسی که از شهر خارج شد، او بدترین بنده ی من است.

حضرت موسی صبح روز بعد به در ورودی شهر رفت. پدری با فرزندش، اولین کسانی بودند که از شهر خارج شدند.

پس از بازگشت، رو به درگا خداوند کرد و ضمن تقدیم سپاس از اجابت خواسته اش، عرضه داشت: بار الها ، حل می خواهم بهترین بنده ات را ببینم.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده درچهارشنبه 02 بهمن 1392ساعت 17:3توسط yasin | | تعداد بازدید : 33

داستان کوتاه مخلوط ناهمگن

 

داستان, داستان مخلوط ناهمگن, داستانک

 

معلم بر روی تابلو رنگ رفته و شکسته کلاس که به دیواری تکیه داده شده بود نوشت

مخلوط ها

و بعد دو لیوان که یکی آب نمک و دیگری نخودچی و کشمش بود را به دانش آموزان نشان داد و از آنها خواست که به اجزای این دو مخلوط دقت کرده و محتویات دو ظرف را با هم مقایسه کنند

بعد از مدتی نماینده ی کلاس هر دو لیوان را روی میز معلم گذاشت.یکی از لیوان ها کاملا خالی بود و دیگری همچنان پر از آب و نمک بود. معلم درس را تمام کرد و زنگ خورد

جلسه ی بعد معلم از دانش آموزان پرسید: کسی از درس قبل اشکال یا سوالی ندارد؟

رسول دست گرفت و سوال کرد(خانم ما مخلوط ناهمگن رانفهمیدیم!!!!!)

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده دریکشنبه 22 دي 1392ساعت 17:41توسط yasin | | تعداد بازدید : 24

داستان زیبای از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم!

 

داستان,داستانک

پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده دریکشنبه 22 دي 1392ساعت 17:40توسط yasin | | تعداد بازدید : 29

داستان جالب زن باهوش

داستان جالب زن باهوش,داستان جالب,داستان

داستان جالب زن باهوش

مردی تمام عمر خود رو صرف پول درآوردن و پس انداز کردن نموده و فقط مقداری بسیار اندکی از در آمدش را صرف معاش خود می کرد و در واقع همسر خود را نیز در این مکنت و بدبختی با خود شریک نموده بود.


تا اینکه روزی از روزها او به بستر مرگ افتاد و دیگر برایش مسلم گردید که حتما رفتنی است. بنابراین در لحظات آخر، همسرش را نزد خود خواند. از او خواست در آخر عمری قولی برای او بدهد و آن این بود که تمامی پول هایش را داخل صندوقی گذاشته و در کنار جسد وی در تابوت قرارداده تا او بتواند در آن دنیا آنها را خرج کند. همسرش در حالی که با نگاهی شفقت انگیز به شوهر در حال نزع می نگریست، قسم خورد که به قولش وفا کند.


در روز تشییع و درست وقتی که تمامی مقدمات فراهم شده بود و مامورین گورستان می خواستند میخ های تابوت را بکوبند، زن فریادی کشید و گفت: «صبر کنید یک سفارش او مانده که باید به اجرا بگذارم». سپس کیسه سیاهی را از کیفش بیرون آورده و آن را داخل صندوق کوچک درون تابوت قرار داد.

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده دریکشنبه 22 دي 1392ساعت 17:38توسط yasin | | تعداد بازدید : 24

داستان آموزنده نقطه‌ ضعف شکارچی!

 

داستان آموزنده نقطه‌ ضعف شکارچی

جوانی نزد شیوانا آمد و به او گفت: "در مدرسه‌ای که درس می‌خوانم، پسر ثروتمندی است که خود را خیلی زرنگ و تیز می‌داند و به واسطه ثروت پدرش مسوولان مدرسه هم از او حمایت بی‌قید و شرط می‌کنند.
 
البته انکار نمی‌کنم که او فردی واقعا باهوش است  اما از این هوش خود برای بی‌آبرو کردن و خراب کردن بقیه بچه‌ها استفاده می‌کند و در این مسیر هیچ مرز و محدودیتی را قایل نیست.
 
ما همه از او خیلی می‌ترسیم و مقابل او جرات حرف زدن هم نداریم چون می‌دانیم هر چه بگوییم علیه ما روزی استفاده خواهد شد.  او قلدر مدرسه شده است و همه به او باج می‌دهند تا کاری به کارشان نداشته باشد.
 
درست مثل یک شکارچی شده که بقیه بچه‌ها طعمه او هستند و او هر روز در کمین است تا نقطه ضعفی در ما مشاهده کند و از آن علیه ما استفاده کند.

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده دریکشنبه 22 دي 1392ساعت 17:35توسط yasin | | تعداد بازدید : 22

زیبایی سینه هدیه تولد این پدر به دخترانش

عکس   زیبایی سینه هدیه تولد این پدر به دخترانش! +تصاویر

یک پزشک زیبایی امریکایی در اقدامی عجیب انواع اعمال جراحی زیبایی را به دخترانش هدیه کرد.

عمل جراحی بینی، جراحی زیبایی سینه و شکم و بوتاکس از جمله هدایایی است که این دخترها به مناسبت سالروز تولدشان در سنین مختلف از پدر خود هدیه گرفته اند.
در تولد ۱۸ سالگی جراحی زیبایی سینه از سوی این جراح زیبایی به دخترانش هدیه شد و در سن ۲۱ سالگی هردوی آنها تحت عمل جراحی زیبایی بینی قرار گرفتند.
اولین عمل جراحی زیبایی هدیه شده توسط این پزشک زیبایی در سن ۱۰ سالگی به دختر بزرگترش بود که دچار بیرون زدگی ناف شده بود.

عکس   زیبایی سینه هدیه تولد این پدر به دخترانش! +تصاویر

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده درسه شنبه 17 دي 1392ساعت 13:2توسط yasin | | تعداد بازدید : 24

مطالب قبلی

» دانلود اهنگ جدید و زیبای امیر عباس گلاب به نام بابایی
» راز خودشناسی
» تست روانشناسی بسیار جالب
» مدل پیراهن بهار و تابستان 93
» مدل رو تختی های ایسیمو 2014
» گلدان‌هایى متفاوت براى گل‌هایى متفاوت!
» برای بچه ها تلفن همراه بخریم یا نه؟
» جدیدترین نمونه های لباس دخترانه برند دولچه و گابانا بهار 2014
» شب ادراری قابل درمان است
» اس ام اس خنده دار و جالب
» مدل کفش بچه گانه و نوزادی
» طرز تهیه ته چین قارچ
» اس ام اس روز پدر
» ست های زنانه بهار 93
» دانلود میکس زیبای selena gomez feat adele به نام the love song
» ایده های تصویری برای گلدان های خانگی
» ترول های خنده دار امتحان
» میوه های مردانه و زنانه
» ۵ راه برای جلوگیری از اشتها و گرسنگی کاذب
» بهترین ست های زیبا به پیشنهاد stylish

صفحات وبلاگ